عبد الحي حبيبى

859

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

اما مذاهب و فرق « 1 » اسلامى : اسلام دينى است كه سياست جزو مهم آنست ، و به پيروان خود امور تعبدى و زندگانى فردى و اجتماعى را رهنمايى مىكند ، و تشكيل دولت اسلامى كه مدار آن احكام خدا و پيامبر او باشد ، هدف حقيقى آنست . حضرت محمد ( صلعم ) در عين اينكه فرستادهء خدا و مبلغ قرآن و احكام اسلامى و پيشواى امور اخروى مردم بود ، كارهاى سياست و حكمرانى و لشكركشى و فصل دعاوى و خصوم و تقسيم غنائم و اموال بيت المال و ديگر امور جهاندارى نيز بديشان مفوض بود ، و بدين نهج رهنماى دين و دنيا ، و پيشواى ماده و معناى امت بود . هنگاميكه حضرت پيامبر ( صلعم ) از جهان رفت . ياران گرامى او در مسئله تعيين جانشين و خليفهء پيامبر ( كه حقيقتا از مسائل مهمتر زندگى مسلمانان بود ) دو گونه فكر داشتند : اول اينكه حضرت پيامبر جانشين خود را تعيين نكرده و بنابرين بايد افراد امت اختيار داشته باشند كه فردى لايق را براى خلافت از بين خود برگزينند . گروهى ديگر در نظر داشتند ، كه خلافت حق آل رسول است ، و خليفه و امام بايد از خاندان نبوت باشد . بعد از رحلت حضرت رسول ( صلعم ) اغلب حاضران و رجال بزرگ اصحاب پيامبر در اجتماع سقيفهء بنى ساعده بر نظر اول بودند ، و بنابرين از بين خود حضرت ابو بكر صديق عبد اللّه بن عثمان را كه از ياران نزديكتر و خسر حضرت محمد ( ص ) بود بخلافت انتخاب كردند ( 11 ه 632 م ) و بر همين اصل تا انتخاب خليفه چهارم حضرت على ( رض ) باقى ماندند .

--> ( 1 ) - فرقه‌هاى مختلف مسلمانان به 73 ميرسند ، يكى از ان كه موافق سنت است ناحيه ، و ديگران مستحق آتش دوزخ‌اند ، و هر فرقه كوشيده كه خود را ناجيه بگويد . ولى امام غزالى با تسامح فراوان گويد : كلها فى الجنة الا الزنادقه . درينجا مقصد از فرقه جماعتى است كه از سنت و تعاليم اسلامى و اجماع و مسائل اساسى مهم اغلب مسلمانان دور باشد ( گولد زيهر در عقيده اسلامى 168 ) بنابرين ما مذاهب اسلامى و جماعاتى را كه تمسك به كتاب و سنت نمايند و در اساسهاى منصوصه با اغلب مسلمانان مخالف نباشند فرقه گفته نميتوانيم .